X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

به آفتاب فردا بیندیش که برای تو طلوع می کند..

جمعه 1 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 07:17 ب.ظ

دریا مثل همیشه آرامم می‌کند. فارغ از همه چیز خودم را می‌سپارم به آغوشش. ذهنم پر است. یک چیزی راه گلویم را بسته که نه می‌نویسمش نه می‌گویمش. کاش می‌شد ذهنم را آف کنم. می‌ترسم. می‌ترسم و این بار با این ترس رو به رو می‌شوم.

آبی، رنگ من است. می‌نشینم رو به رویش و زل می‌زنم به چشمهایش. محکم بغلم کن تا با تمام وجود حس کنم که واقعی هستی. حس کنم که امنیتم در گرو آغوش توست. هوای جنگل را می‌بلعم. کسی مقصر نیست. بعضی وقت‌ها بعضی اتفاق‌ها باید بیفتد تا مسیر بالغ شدنمان سپری شود. بزرگ شدن درد دارد. در این همه اجبار، من یک ناامید امیدوارم!!



* عنوان:  سلام- خداحافظِ حسین پناهی

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo
1 2 3 4 5 ... 264 >>